توماس اردبرینک در نیویورک تایمز نوشت : کمتر از یک سال پیش، او صاحب مغازه فروش قطعات کامپیوتری در حال رشدی بود، خودروی جدیدی خریداری کرده بود و در یک آپارتمان جادار دوخوابه در مرکز تهران زندگی میکرد. اما ماه پیش، کاوه تیموری خود را روی یک موتورسیکلت فرسوده در حال طی کردن یک مسیر یک ساعته تا آپارتمان اجارهای کوچکی در بدترین محله تهران و مجاور گورستان این شهر میدید. یکی از شبهای اخیر که ساعت ده و نیم شب از محل کار جدیدش در یک مرکز بازیهای رایانهای به خانه رسیده بود، در خانه چیزی برای خوردن پیدا نکرد و مجبور شد ته مانده ساندویچی که برای ناهار خریده بود را بخورد. با این حال همسرش ریحانه که شریک تجاری قبلی او نیز بود، معتقد است که فعلا وضعیت روحی شوهرش کمی بهتر شده است. او میگوید: «دستکم دیگر شبها با فریاد از خواب نمی پرد». به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: خانواده تیموری پیش از این، نمونه کلاسیکی از خانواده طبقه متوسط ایرانی قلمداد میشدند؛ زوج تحصیلکرده شاغل و در حال پیشرفتی که موفق شده بودند پیشپرداخت خرید خانه خودشان را پسانداز کنند. اما حالا آ...