چهل سال شعار بیهوده دادیم! امروز خواستمان را فریاد می زنیم: جمهوری اسلامی باید برود!؛ ف. م. سخن



جمهوری اسلامی، چهل سال سوار بر گرده ی مردم ایران شد. مردمی قانع به حداقل های یک زندگی ساده و آرام. اما هر چه مردم نجابت از خود نشان دادند حکومت وقیح تر شد. هر چه مردم خردمندانه برخورد کردند و تلاش کردند تا با حکومت در گیر نشوند و ایران را به هرج و مرج نیفکنند حکومت دریده تر شد.
در روزهای اول انقلاب، خمینی باور نمی کرد قدرتی بی حساب و کتاب در اختیارش قرار گرفته است. هر سخنی می گفت، با حالتی مردد، «به پشتوانه ی شما مردم» را به آن سخن می افزود. اندک اندک همین جمله ی نیم بند هم از سخنرانی ها حذف شد و انواع و اقسام نظارت ها و رد صلاحیت ها یک عده انسان متحجر را بر سرنوشت میلیون ها ایرانی حاکم کرد.
مردم به دفعات با تظاهرات مسالمت آمیز و دادن شعارهای ملایم خواستار حقوق اولیه ی خود شدند. حقوقی که در زمان پیش از انقلاب آن را داشتند و بعد از انقلاب نه تنها آزادی سیاسی به دست نیاوردند بلکه همان حقوق ابتدایی را هم که در اختیارشان بود از دست دادند. حکومت اما این تظاهرات را سرکوب کرد و به خیال خود به شعار النصر بالرعب صورت واقعیت بخشید.
اما حکومت اشتباه می کرد. مردم انواع و اقسام سرکوب ها را دیدند و طعم انواع و اقسام ترس ها را چشیدند. این موضوع باعث نشد تا ترس بر مردم حاکم شود بلکه باعث شد تا ترس مردم از چیزهای ترسناک بریزد. باعث شد تا بازداشت شدن برای جوانان یک امر عادی شود. باعث شد تا تهدید و ارعاب اثرش را در نزد همگان از دست بدهد. رعبی که قرار بود باعث پیروزی شود، باعث تبدیل حکومت به یک لولوی مسخره شد.
مردم در چهل سال گذشته از هر راه مسالمت آمیزی که به فکرشان می رسید برای دست یافتن به حقوق حقه شان استفاده کردند. حکومت اسلامی این موضوع را نفهمید و قدر مردم صبور کشورمان را ندانست.
اکنون مردم جان به لب رسیده، به خیابان ها آمده اند تا حق مسلم شان را از حکومت طلب کنند:
 تغییر حکومت!
تغییر دادن حکومت حق مردم است. حکومتی سرکوب گر و بی لیاقت در طول چهار دهه دار و ندار کشور را به یغما برده و از شکم مردم زده و خوانی رنگین برای روس و چین و کره شمالی و غزه و لبنان گسترده است.
مردم دیگر شعار بیهوده نخواهند داد! شعارهایی که اثر نداشته به اندازه ی کافی داده شده است. تقاضاهایی که به آن ها توجه نشده به اندازه ی کافی به گوش مسوولان رسیده است. اکنون نوبت تغییر است. اکنون نوبت اصلاح به معنای واقعی کلمه است. اصلاح حکومتی ناکارآمد و ضد منافع ملی و مردمی.
این حکومت باید تغییر کند. از صدر تا ذیل آن باید تغییر کند. رییس جمهوری که کاره ای نیست خواست مردم ایران نیست. کاره ی این مملکت باید به قول خودش مسوولیت خرابکاری های چند ده ساله اش را بپذیرد و کنار گذاشته شود.
شعار امروز ما، زیاده خواهانه نیست! آشوبگرانه هم نیست! آشوبی اگر به وجود آید مقصر آن حکومتی ست که سال ها به خواست مردم بی توجه بوده و به جای اهمیت دادن به آن، آن را سرکوب کرده است.
حرف مردم ایران سال هاست که چنین است:
 جمهوری اسلامی باید برود و حکومتی لایق و شایسته امور کشور را در دست بگیرد...

دنیا به انقلاب شما چشم دوخته است!
جهان در نیم قرن اخیر، شاهد رویدادهای بسیاری در کشور ما بوده است. حقیقت این است که بخش های مهم خبری، در کشورهای غربی، کوتاه تر و فشرده تر از آن هستند که هر خبری را انعکاس دهند. خبر باید بسیار پر اهمیت باشد تا در پخش مهم ترین ساعات خبری بازتاب پیدا کند.
از مهمترین بخش های خبری اروپا، می توان به اخبار شبکه ی یک تلویزیون سراسری آلمان اشاره کرد که هر شب ساعت هشت به مدت چهارده دقیقه پخش می شود. دقایق و ثانیه های این برنامه ی خبری به اندازه ی دقت ساعت اتمی اهمیت دارد و اهم اخبار را به جامعه ی ۸۰ میلیونی آلمان می رساند.
امشب، شنبه، سی دسامبر، خبر ساعت ۸ شبکه سراسری آ.اِر.دِ، به تظاهرات امروز مردم کشور ما پرداخت و این یعنی نهایت اهمیتی که این خبر داشته و مدیران تلویزیون آن را شایسته ی پخش در مهم ترین برنامه ی اخبار تلویزیونی دانسته اند.
مردم ایران باید بدانند که چشم جهان به حرکت اعتراضی آن هاست. این حرکت اعتراضی، امروز در همه جای دنیا دیده و شنیده می شود. ما باید قدر این انعکاس را بدانیم. محال است بتوان ثانیه ای از اهم اخبار را به خود اختصاص داد مگر آن که خبر واقعا ارزش انعکاس داشته باشد.
جوانان کشورمان باید بدانند که صدای اعتراض شان در جهان انعکاس یافته است. انعکاسی وسیع و فراگیر که مانع از سرکوب بی سر و صدای آن ها خواهد شد. کوچک ترین حرکت حکومت اسلامی، در جهان بازتاب خواهد یافت و این بهترین فرصت برای رساندن صدای خود به گوش حکومت اسلامی و جهانیان است.
فرصت هایی این چنین بسیار کم دست می دهد. از این فرصت برای رساندن صدای خود به گوش حاکمیت اسلامی و مردم و دولت های جهان استفاده کنیم.

به هر كس گوش می دهید بدهید جز به اصلاح طلبان حکومتی
دامنه ی تظاهرات اعتراضی به تهران کشید. دانشگاه تهران، مثل همیشه قلب اعتراضات مردمی ست. این بار تهران دیرتر از شهرستان ها به میدان آمد و این اتفاق خاصی ست. این تاخیر نشان می دهد که اعتراضات، سراسری ست و از نوع اعتراض «لوکس» تهران نشینان نیست.
امروز می شد ترس را در چشم بسیج دید. بچه های نو ریشی که درک موضوع اعتراضات برایشان دشوار بود. مردم شادمانه از وصال تا جمال زاده در آمد و شد بودند. می گفتند و می خندیدند و خیابان ها را در می نوردیدند. از ترس خبری نبود.
چرا؟ برای این که حکومت مردم را به ترس عادت داده است. مردم در طول چهل سال گذشته ترس را در ابعاد مختلف اش تجربه کرده اند. مردم دوران جوانی خود را در ترس سپری کرده اند. جوانان امروز هم ترس را در خیابان ها، در مدارس، در دانشگاه ها، در همه جا تجربه کرده اند.
این اتفاق خجسته ای نیست. جامعه ای که همواره با ترس رو به روست دیگر ترس را نمی شناسد و این نشانه ی یک جامعه ی سالم نیست.
ولی چه می توان کرد. مقصر ما نبوده ایم و نیستیم. مقصر حکومت اسلامی ست که حکومت اش را بر پایه ترس گذاشته است. النصر بالرعب که شعار حکومت اسلامی و استراتژی چماق به دستان سپاه است اکنون اثرات خود را نشان می دهد. مردم دیدن این هیولاها و رفتار هیولاوارشان برایشان عادت شده است.
مردم شهرستان ها به خیابان ها آمدند. مردم تهران نیز. آرام آرام مردم خانه نشین نیز برای دیدن این واقعیت به خیابان خواهند آمد.
واقعا مردم دارند اعتراض می کنند؟ ما داریم اعتراض می کنیم؟ آیا واقعا ما این جمعیت انبوه هستیم؟ آیا واقعا ما این جمعیت میلیونی هستیم؟
این ها سوال هایی بود که در انتخابات ۸۸ من و بسیاری دیگر، در بالای پل ماشین روی خیابان انقلاب می شنیدیم. همه ی ما این سوال را از خود می کردیم. آیا این جمعیت «ما» بودیم؟
باور نمی کردیم که این «ما» باشیم. خودمان باشیم. پشت سر هم عکس می گرفتیم. آن روز دیدن جمعیتی که تمام خیابان انقلاب را پر کرده بود مثل خواب بود. مثل خیال بود.
آن روز، اگر تهران به خیابان آمده بود و شهرستان به هر دلیل خود را از تهران جدا می دید، امروز اما این پیوند مبارک، دوباره صورت گرفته است. شهرستان این بار گام اول را برداشته است.
اما موفقیت در بیرون آمدن میلیونی جمعیت در سراسر ایران نیست. موفقیت در به نتیجه رساندن این راهپیمایی های اعتراضی ست. این بار باید خوشحال باشیم که اصلاح طلب های بی خاصیت، به انحراف کشاننده ی این تظاهرات نخواهند بود. اگر هم این تظاهرات سرکوب شود و شعله اش مجددا به زیر خاکستر رود، عامل اش خود مردم و اپوزیسیون حکومت خواهند بود و نه یک عده خواهان قدرت در چهارچوب حکومت اسلامی.
آتش این تظاهرات بسیاری را خواهد سوزاند. ما خواهان این سوختن نبوده ایم و نیستیم. آن ها که آتش را انکار کردند مقصر ند. آن ها که نگذاشتند مردم با عقل و خرد حاکمیت شان را اِعمال کنند مقصر ند. هر کس، هر آسیبی ببیند، به نوعی خود در آن تقصیر دارد. آرزو کنیم که این آتش ایران را نسوزاند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

تجمع گروهی از نوکیشان مسیحی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در سوئد

دو نوکیش مسیحی در بوشهر با اتهامات امنیتی برای اجرای حکم به زندان رفتند

بازدید نمایندگان از زندان اوین در سکوت، از ابهامات کم نکرد: ۴۳۸ نفر همچنان در بازداشت